عمر کوتاه نیست، ما کوتاهی میکنیم!

طولانی بودن عمر بخودی خود آنطور که می پنداریم مطلوب نیست،مگر اینکه عرض  عمر مورد توجه باشد!. اگر به همان اندازه که طول عمر افزایش میابد ، عرض عمر نیز گسترش یابد، میتوان از عمر خویش راضی بود!؟.ولی چنانچه عرض عمر ما مطلوب نباشد، طولانی بودن عمر همانند  بدوش کشیدن باری خواهد بود که بیش از توان و قدرتمان بوده و نا چارباید راهی طولانی را باسر بالایی ها و دست اندازها و چاله چوله های ناشی از مشکلات و  گرفتاریهای دنیایی این بار را با خود حمل کنیم!. طول ها موقعی معنا خواهند داشت که عرض ها را درون خود جای داده باشند ، ودر اینصورت خواهد بود که طول ها اهمیت  پیدا میکنند!. طولانی بودن عمر باید عرض های عمر را گسترش دهد، در غیر اینصورت رشد ما رشد  کاریکاتوری خواهد بود!. که هیچ تناسبی بین آنها نخواهد بود!!..

به گونه ای دیگر ، طول عمرکمیّت عمر، و عرض عمر کیفیّت عمر محسوب میشود. ویا طول عمر سخت افزار و عرض عمر نرم افزار آدمی است!.

مثالی دیگر بیاورم،به مسافرتی میرویم و  پس از تفریح و نشاط ورفع خستگی با انرژی بیشتری زندگی را از سر میگیریم. در این  حالت پول و امکانات مادی همان حکم سخت افزار را داشته که در خدمت شادی و نشاط مورد استفاده قرار گرفته است، وشادیها و تفریح ها نیز همان نرم افزار های زندگی خواهند بود که انرژی لازم را برای تداوم مطلوب زندگی ایجاد میکند.

شاید پرسیده شود،پس چگونه است که عده بیشماری از انسانها، اگر چه از روند عمر خویش راضی نیستند، ولیکن باز تمایل دارند که ایکاش عمر طولانی تری میداشتند!.

پاسخ  این است که طبیعت نوع بشر اینگونه است که،بیشتر یکجا نشین است! و آنچه را در حال میابد( چه مطلوب و چه نا مطلوب) به آن عادت میکند!، وبه هرچه عادت کند افکارش میشود!، و هر چه افکارش شد ،رفتارش خواهد شد!.وبه تعبیر ساده تر اینکه، آدمی به داشته هایش قانع است و این نقد هرچند نا مطلوب را به نسیه مطلوب  معاوضه نمیکند، واین همان  زیان و آسیب عمر انسانها است که  عرض عمر را غفلت کرده اند!!. شایدبه این دلیل است که تمایلات انسانها نه تنها کاسته نشده  ،حتی بر دامنه  آرزوها و ناکامی ها نیزافزوده گردیده است!.و همینطور یکی از دلایل افزایش بیماریهای روحی  وروانی بخصوص در سنین میانسالی به بالا که ناشی از انتظارات، توقع ها، خواسته های بر زمین مانده، حسرتها، افسوس ها، و...است که در اثر ناکامی ها یی بوجود آمده است که خود تعلل کرده و  بجای تحقق بخشیدن به آنها دست روی دست گذاشته و منفعلانه  عمل نموده است، ویا آرزوها و امیال دست نیافتنی و  رویایی که ورای  توان اوست بر گزیده است و خرد مندانه عمل نکرده است!.

حال سئوال این خواهد بود که،چگونه باید عرض عمر را مطلوب کرد وبه تعبیری دیگر زیست مطلوب چگونه زیستنی است؟!.

عمده دغدغه های انسان در طول عمر خویش، حال در هر سن وسال وافکار و عقیده ای که باشند، مایل به گذراندن عمر بصورت شاداب، سرزنده، با نشاط ،فرحبخش همراه با رضایتمندی از خویشتن است. کسی را در این کره خاکی نخواهید یافت که مایل باشد عمرش را با سختی وناراحتی ، عذاب ،ترس ، دلهره ،ناکامی ها و تنش های روحی و روانی بگذراند و احساس رضایتمندی هم داشته باشد و این وضعیت برایش  فرح بخش نشاط آور باشد!، قطعاً چنین انسانی اگر هم بیابیم،حتماً بیمار تلقی خواهیم کرد!. پس مطلوب هر کس، احساس رضایتمندی و آرامش روحی و روانی او در حداکثر ممکن است، واین حاصل نمیشود مگر در پرتو گسترش عرض و کیفیت مطلوب و مفید عمر انسانی.

بدیهی است آمال و آرزوها و مطلوب های هر فرد با دیگری فرق خواهد داشت ، واین به سبب تفاو تهای فردی ،شخصیت افراد،آموزه های او،نحوه نگرش افراد و نوع نیازمندیهای انسانها است که با توجه به موقعیتهای اجتماعی و... نسبت به دیگری ممکن است متفاوت باشد. البته این مطلب در اصل کلی ما که هر کس بدنبال رضایتمندی است خللی ایجاد نمی نماید.حتی یک سارق نیز رضایتمندیش را در سرقت هنگفت و بی دردسر اموال مردم میداند!!.البته قابل ذکر است  که رضایتمندی حاصل از دستیابی های نا موجه و  نامطلوب ودستیابی های غیر منطقی و غیر اخلاقی تاثیر مستقیم در کیفیت عرض عمر دارد که علاوه براینکه در عرض و کیفیت عمر خللی حاصل میاورد ،در طول عمر  انسان نیز تاثیر منفی خواهد داشت!. عمر انسان  بمثابه  درخت تنومندی است که چنانچه عافتی به آن برسد!،، اگر چه شاید این درخت از نظر ظاهری و شکل فیزیکی  هنوز تنومند و قوی بنظر آید،لاکن در کیفیت و ثمره و میوه آن  خللی ایجاد میگرد که از درون و بصورت غیر محسوس آنرا  مورد آسیب قرار داده و  در صورت عدم رسیدگی بموقع واصلاح آن، خشکیدن آن قطعی خواهد بود!.وانگهی( همانگونه که در سطور بالا گفتیم که، طولها تشکیل شده از عرضها هستند! وچنانچه عرض ها نباشند طولها وجود خارجی نخواهند داشت...). قهراً آفتی که به عرض های عمر  فرود آید لا جرم  گویی که  طولها را نیز در بر گرفته است، و طول و عرض  عمر آدمی  ممزوج در یکدیگر هستند، و عارضه ای بر هر یک عارضه ای بر دیگری  خواهد بود . حتماً تصدیق میکنید که نا راحتی های روحی و روانی ، افسردگی ها ، دلمردگی ها و تنشها از طول عمر انسانها میکاهد،واین امری اثبات شده از نظر علمی و عقلی و غیر قابل انکار است!و بالعکس نشاط ، انرژی زایی ، احساس رضایتمندی بر استحکام و طول عمر تاثیر مستقیم دارد و افزایش طول عمر را موجب میگردد.

سخن آخر، حال چگونه بر عرض عمر خویش بیافزاییم تااز طول عمر خویش احساس رضایتمندی داشته باشیم!؟.

قصد من از این نوشتار بهانه ای بود برای یاد آوری  در خصوص یکی از  موارد مهم و اساسی  که گاه در اثر گرفتار شدن در مشکلات و روز مره گی های زندگانی مورد غفلت قرار میدهیم!،و آن عدم توجه به درون وعرض زندگی است،بعنوان نمونه میتوان از تاثیرات  تعاون و نیکو کاری بطور ملموس که هر انسانی آنرا تجربه کرده و تصدیق مینماید سخن گفت!. بیشترین احساس رضایتمندی در انسانها مربوط به همین مقوله با ارزش و انسانی، احسان و نیکو کاری است!. خداوند نیز بیشترین پاداش را به این افراد اختصاص داده و انسانها نیز چنین افرادی را در جامعه میستایند!!!.دستگیری از افتادگان!، رفع نیاز یک آبرومند!تهیه جهیزیه یک نو جوان! پرداخت هزینه درمان یک بیمار! کمک مالی یک بدهکار شریف! احوال پرسی از دیگران! عیادت بیماران!سرکشی به خانه سالمندان!و.. در کنار عبادات و خود سازیهای فردی و مواظبت از خویشتن در مقابل  دروغ، عدم وفای بعهد، نیرنگ، دشنام، نا مهربانی،عدم صداقت و... .که بر کیفیت عرض عمر انسان تاثیری شگرف دارد.مواظبت از بچه یتیم و حفظ شان ومنزلت آنها و دستگیری از  یک انسان با خود  لذتی بهمراه میاورد که درهمان لحظه خود ترا در هم فرو میریزد و پرواز خویش را بسوی قله مردانگی و انسانیت شاهد خواهی بود!!.

درست است که تو به فردی کمک مالی ویا غیر مالی کرده ای، ولیکن بیشترین بهره را خود تو برده ای!،.. انسانهای نیکو کارباید ممنون آنهانیاز مندان باشند، چرا که چنانچه آنان نبودند نیکو کاری من، تو ، ودیگران چگونه اثبات میگردید و چگونه از این حس همدردی لذت میبردیم و از مزایای اخروی و دنیوی آن بهر میبردیم!! ؟.

بیاییم از این موهبت استفاده کنیم و بر عرض مطلوب عمرمان بیافزاییم. نیازمندان بسیاری در اطرافمان هستند،اگر خوب بنگریم، هستند کسانی که با سیلی، صورت خود را سرخ نگاه داشته اند، دخترانی که از بی جهیزه گی ،در ازدواجشان تعلل میشود. بدهکاران، مشکل خورده ها، بیماران ، محتاجان به مسکن وکار و...!!!!!.

شایسته است که به فرزندان وجوانان توصیه کنیم که موقعیتهای کمک به دیگران را شناسایی کنند، تا از نوجوانی این حس تعاون را خود تجربه کنند!،باید بدانیم که همه انسانها نیازمندی هایی دارند که با کمک دیگران قابل تامین است!. لازم نیست این نیازها به نیاز های مالی محدود گردد، نیاز مندیها مختلف است ،نیازبه دیدار و احوال پرسی، عیادت ازبیمار، رفع اختلاف و مشکلات خانوادگی، احترام و سرکشی به سالمندان و...نیزمیتواند از این دست باشد. امید که ما نیازمندان فردا، نیازمندان امروز را از یاد نبریم.انشا اله...