حسرت و افسوس دیگه از کجا آمده !؟
یه شعر بود ظاهرا از بیدل دهلوی.که میگه: فریاد که جز حسرت،از این ورطه نبردیم.
راستش از این دست جملات حسرت،آرزو، افسوس، اخ،واخ،کاش،آخه چرااینجوری میشه،
مگه چی میشد اینجوری درست میشد،اخه چرا بدبختیم،و.....من که هیچی نمیفهمم!چرا؟ چون....
چرا کشکول !؟
