چرا فرهنگ عذر خواهي،كمتر بروز و ظهور دارد ؟!
چرا فرهنگ عذر خواهي،كمتر بروز و ظهور دارد ؟!
واقعاًچه كسي ميتواند ادعا كند،كه همه رفتار و كردارش بدون هرگونه خطا و اشتباهي است و امكان ندارد كه در طول عمرش اشتباه كند!؟. آيا منطقاً عقل چنين مدعايي را ميپذيرد؟. وآيا اين ادعا خود اشتباه و خطا نيست!؟.
البته كه،هر شخص منصف و عاقلي به امكان وجودخطا و اشتباه در اعمالش اذعان دارد،حال فردي كمتر و فرد ديگري بيشتر.
گاه دايره اين خطا و اشتباه تنها به خود فرد مربوط ميشو وآسيب هاي مادي و روحي رواني و حيثيتي و...آن تنها دامان خودش را در بر ميگيرد،و گاه در اثر خطا در قضاوت و رفتار وكردار با ديگران،موجب آسيب هاي ذكر شده به فر ديگر ميشود و موجب رنجش خاطر و ضر روزيان هاي مادي و اخلاقي و...ميشود،كه گاه با پذيرش خطا و يك عذر خواهي ميتواند وضعيت را سامان داد و از حساسيت و اسيب هاي آن كم كرد. چيزي كه چه به لحاظ فردي ويا هر دليل ديگري كمتر مورد توجه وعمل قرار مي دهيم.بيشتر افراد بسيار سختشان است كه از كسي عذر خواهي كنند وبار بسيار سنگيني را بر دوش خود احساس ميكنند، در حاليكه درست بر عكس است و پذيرش خطا و اعتراف به آن وعذر خواهي كردن،استحكام شخصيت و سلامت اخلاقي ما را به نمايش ميگذارد كه در اين باره بيشتر به اين نكته خواهيم پرداخت.
امكان وقوع خطا و اشتباه از هر فردي ممكن است صادر شود،حال شخص در هر مقام و مرتبه وسن وسال و تحصيلات و موقعيت اجتماعي و...كه ميخواهد باشد. نوعاً افراد در درون خويش و نزد وجدان خود بهتر ميدانند كه كجاي اعمال و كردار و گفتارشان به خطا بوده است،اماشهامت اعتراف به اين خطا برايشان آسان نيست.
مطابق حديثي ( كل ابن آدم خطا، وخير الخظائين التواب، همه بشر خطا ميكنند وبهترين خطا كاران ،آنانند كه توبه ميكنند).
عقل نيز همانطور كه گفتيم در اين خصوص حرف ما را تصديق ميكند،كه انسان ها امكان وجود خطا و اشتباه در هر انساني وجود دارد،و افراد در امور زندگي و در تعامل اجتماعي و در گفتار و...گاه دچار خطا و اشتباه بشوند. بطور ملموس تر اينكه، آيا پيش نيامده است كه با اشتباهي در رانندگي تصادف بكنيم؟،يا بدون توجه در مورد كسي قضاوت عجولانه داشته باشيم،يا زود از كوره در برويم و پرخاشي بكنيم ويا نسبت به رفتار ديگران سو ء ظن پيدا كنيم و يا بي جهت اعتماد كنيم و كلاه سرمان برود و يا دهها مورد ريز و درشت در اين رابطه كه هه ناشي از خطا و اشتباه خودمان بوده باشد!؟.
پس امكان وقوع خطا محتمل است،اما مهم چگونگي بر خورد وباز خورد ما در برابر اين اشتباهات و خطا ها است كه گاه به ديگران ضربه هاي مادي و حيثيتي و آبرويي ميزند. مطلب مهمي كه متاسفانه كمتر به آن توجه داريم ،در حاليكه اعتراف به خطا و عذر خواهي چه از نظر فردي و اجتماعي و چه از نظر تربيتي ميتواند آثار بسيار مهمي در بر داشته باشد كه به برخي از آنها اشاره ميكنيم.
اگر انسان بپذیرد که خود و دیگران
دارای معایبی هستند که هر از گاهی با یک تنش و اختلال ، ولو کوچک ممکن است این عیب
آشکار شود، عذرخواهی کردن به خاطر آن سخت نخواهد بود. به راستي چرا با وجود تمدنی
بزرگ و داشتن دینی چون اسلام که این خصوصیات رفتاری را به گونه ای ظریف مورد تاكيد
قرار ميدهد،اما در عمل و بين مردمان این فرهنگ آنگونه كه بايد ظهور و بروز آن كمتر
ديده ميشود؟.
در زندگی اولین قدم برای برطرف کردن
سوء تفاهم ها و تنش ها را عذرخواهی دانست و اظهار کرد: اگر این اولین قدم در برخی
روابط برداشته نشود، گاهی به دلیل انباشته شدن اختلالات در آینده می تواند اثرات سویی بر روابط افراد بگذارد.
فرهنگ عذرخواهی معمولا با اعتماد به
نفس رابطه دارد ، یعنی هرچه افراد در جهت مندی و اعتماد به نفس از طبقه بالاتری
برخوردار باشند ، میزان عذرخواهی در آنها بیشتر است. معمولا این رفتار در
افراد تحصیلکرده و افرادی با نقش های اجتماعی بالا و با تفکرات مثبت ارتباط دارد.
ولی متاسفانه در کشور ما به دو دلیل، فرهنگ عذرخواهی جا نیافتاده است.
از افرادی که مشکل عذرخواهی
دارند مدام می شنویم که : همینی که هستم؟!.
دو دلیل برای استفاده نکردن مردم از
عذرخواهی مطرح است.
اول به این دلیل است که فردی که عذرخواهی می کند ، این عذرخواهی را دلیل بر ضعف، ناتوانی و ناکارآمدی خود می داند و نه توانمندی خود.
دومین دلیل این است که،طرف مقابل در برابر شنیدن عذرخواهی بیشتر محق می شود و این رفتار را برای جولان دادن و رمز موفقیت خود استفاده می کند.
بنابراین چون این دو تفکر در بین فرهنگ غالب مردم ما وجود دارد ، معمولا مردم از عذرخواهی کردن خودداری می کنند و اشتباه خود را نمی پذیرند و اصرار بر صحیح دانستن افکار خودشان دارند و به طرق های مختلف سعی در اثبات صحیح بودن رفتار خود دارند، و گاهی اوقات از واکنش های پرخاشگری نيز استفاده می کنند.
به اين جهت است كه، ما از افرادی
که مشکل عذرخواهی دارند مدام می شنویم که "همینی که هستم" یعنی بر
پذیرش عدم عذرخواهی اصرار می کنند و یا در مرحله ای می گویند " شما کاری کردی
که من به اینجا رسیدم و این رفتار را نشان دادم !.
در بسیاری از جوامع عذرخواهی به عنوان
حس بزرگواری افراد شناخته می شود.
در بسیاری از جوامع عذرخواهی به عنوان
حس بزرگواری افراد، رشد تفکر شناختی و روابط بالای اجتماعی در نظر گرفته می شود .
در این جوامع افراد به راحتی به خطای خود اعتراف می کنند و تاکید می کنند که تلاش
در جهت انجام ندادن مجدد این رفتار را دارند و طرف مقابل هم این ظرفیت را در خود
نشان می دهد که پذیرای این عذرخواهی است.
باید به این نکته توجه کرد که سوء
استفاده نکردن و بهره برداری نکردن از موقعیت عذرخواهی به نفع خود ، کمک بالایی به
ادامه روحیه عذرخواهی خواهد کرد.
وقتی در کشوری با وقوع اتفاقی یکی از
بزرگان کشور از مردم عذرخواهی می کند تاثیرگذار خواهد بود
آموزش مهارت های زندگی در بین مردم و دانش آموزان و گروه هایی که در سن شکل گیری شخصیت خود هستند لازم است؛ الگو برداری به این معنی که بزرگان یک عرصه چگونه رفتار ميکنند و چه تاثیراتی را بر یک جامعه می گذارند؛ مطمئنا این رفتارها در مقاطع مختلف تاثیر گذار است. وقتی در کشوری با وقوع اتفاقی یکی از بزرگان کشور از مردم عذرخواهی می کند، چون اين فرد الگوی جامعه است، بنابراین تاثیرگذار خواهد بود.
در خانواده هم وقتی پدری به راحتی به دلیل ضعف
خود از فرزندش عذرخواهی می کند باعث نهادینه شدن این فرهنگ در خانواده می شود و
این فرهنگ به مراتب در سطوح مختلف باید به چشم بخورد تا در بین مردم به یک فرهنگ
عام تبدیل شود. ولی وقتی در جامعه ما پدر عذرخواهی نمی کند به دلیل اینکه احساس می
کند عذرخواهی از جایگاه او کم می کند و یا مورد سوء استفاده قرار می گیرد،
بنابراین در جامعه هم این رفتار را نخواهیم دید ،چون این رفتارها بستر یک جامعه را
فراهم خواهد کرد.
افرادی که خطای خود را می پذیرند از
طرف مسئولین رانده نشوند
راه حل نهادینه شدن این فرهنگ در دست
رسانه ها است .
اولین کار را باید رسانه های جمعی مانند رادیو، تلویزیون و مطبوعات به عنوان پیش در آمد ذهنی مطرح کنند.
دوم، آموزش های مهارت زندگی، مهارت های ابراز وجود و مهارت های کنترل خشم را بین دانش آموزان در دوره های پایه تدریس شود و دانش آموزان به عنوان کتاب رسمی باید در آموزش و پرورش آموزش ببیند.
در ضمن وقتی افرادی که خطای خود را می پذیرند از طرف مسئولین رانده نشوند و به نوعی حذف نشوند و شخصیت فرد دیده شود ، این مهارت بین مردم یادگرفته خواهد شد؛ وقتی جامعه بارها و بارها سطوح مختلف عذرخواهی را می بیند، افراد یاد می گیرند و رفته رفته به این سبک از توانمندی و مهارت آگاهی پیدا می کنند و به نسل های بعدی هم منتقل می شود.
آخرين سخن:
با توجه به فرهنگ پر بار دبيات و فرهنگ ايراني و آموزه هاي غني ديني ، بدون شك انتظار اين است كه كه جامعه ايراني بلحاظ اين دو ويژه گي( فرهنگ و دينداري) مي بايست الگوي اخلاق و آداب از جمله صراحت و داشتن ظرفيت اخلاقي در پذيرش و اعتراف به اشتباه و بيان عذر خواهي نسبت به ساير فرهنگ ها سر آمد باشد.
فراوان يافت ميشود ، توصيه بر پذيرش اشتباه و بيان عذر خواهي كه در فرهنگ بزرگ ايراني و روايات واحاديث وجود دارد، شايسته و پسنديده نيست كه در اين باب نسبت به ساير جوامع( در مورد نهادينه شدن فرهنگ عذر خواهي) پايين تر باشيم. اين ظلمي است كه به فرهنگ ايراني و دينداري مان روا ميشود. مهمان نوازيخون گرمي، تنوع فرهنگي ، خرده فرهنگ ها ، آيين ها وسنن و رسوم زيباي ايراني همچون نوروز و مراسم اعياد و جشن ها و ... كه مهر ورزي و ومهرباني و همدلي را بيان ميدارند و نسبت به ساير فرهنگ ها برتر است،فرهنگ عذر خواهي كم رنگ جلوه كند.
چرا کشکول !؟
