نه همین لباس زیباست نشان آدمیت ؟!

گاه  واژه و کلمه ای آنچنان  قدرتی دارد که تاثیری شگرف بر انسان داشته و  حکم کیمیا  را پیدا کرده و مس وجود آدمی را طلا میکند.اما اغلب  ما انسا نها عادت کرده ایم که سخنان عبرت آموز را از یک گوش بگیریم و از گوش دیگر به در کنیم.

 چرا کمتر خود را عادت داده ایم تا در موضوعی تفکر و اندیشه کنیم وقدری عاقلانه تر بيانديشیم ومهمتر اينكه آنها را بكار بنديم؟!.

بسادگی میتوان روز و حالمان را از اينگونه که هست بهتركرد (در احاديث هم داريم كه، اگر دو روز تو مثل هم باشد زيان كرده اي).، چرا واقعاً نبايد از عمر کوتاه خود بهترین بهره را ببریم؟، و همچنان در مشکلات ريزو درشتي كه بعضاً  اهميت زيادي ندارد و بيشتر آنان  در اثر اهمال كاري و يا بي توجهي خود ما بوجود آمده است ، و عمدتاً افكار وانديشه هاي بي مبنا و گاه خرافي و از سر  چشم وهم چشمي و حسادت و خود نمايي و...بوجود آورده ايم ،خود وديگران را گرفتار ميسازيم و زندگي را بر خود جهنم كرده و برای حل آن عاجز ميمانيم .

صحبت موعظه ونصیحت نیست که اگر هم باشد سخن گزافه ای نیست ،چرا كه همه انسان ها به موعظه محتاجيم و هیچکس جامع همه صفات کمالی نیست.پس سخن از دانایی من و جهل تو نیست  که همه به نحوی نسبت به آنچه نمیدانیم که بیشمار هم هست یکسانیم.لذا سخن ما، صحبت از مسایل پیش پا افتاده و کوچکی است که در اثر کوتاهی ها ، مشکلات بزرگی را پدید میاورد.

سخن از  سرمايه هاي ذي قيمتي است که در اختیار داریم ولی از وجودشان غفلت  داریم!. گوهر هایی که در صندوقچه تاریخ خاک میخورد!. وقتی غرق در مسایل روزمره شده و دل به ظواهر ميسپاريم( البته مخالف ظاهر آراسته وپيراسته ونيكو نيستيم، كه در جاي خود خواهم گفت كه بلكه آنرا لازم وضروري هم ميدانم،اما سخن بر سر اين است كه، همه توجه و كوشش ما تنها به ظواهرباشد واز توجه به باطن غافل شويم، وجودي مطلوب و مفيد نخواهيم بود. لذا چنانچه در هر محفل و مجلسی فقط به ظاهر آراسته اکتفا نماییم وآنها را ملاک  برتری ومتشخص بودن بدانیم ، در حاليكه باطني نه چندان آراسته و زيبا داشته باشيم،گام در راهي نهاده ايم كه قطعاً ما را به  حقيقت، خوشبختي،سعادت، وني كبختي رهنمون نميسازد .

سخن از سرمایه هاو میراث گران بهای فرهنگی، اخلاقی،تربیتی،هنری، دینی، اجتماعی و... ا ست. آیا فرصت آن نرسیده است که لختی درنگ کنیم؟!. زمان آن  فرا نرسیده است که به خود نهیبی بزنی  وببینی که در کدامین  پله نردبان ایستاده ای و تا رسیدن به پشت بام سعادت ،نيك روزي ،انسانیت وشرف و چند پله  دیگر باید بپیماییم؟!.

  باطن و ظا هر، هر دو  امري است لازم وضروري. چرا که ظاهر هر چيز اولین چیزی است که در معرض نگاه وانتخاب و گزينش قرار میگیرد و چنانچه خوشایند  ومطلوب و آراسته وزيبا نباشد کمتر کسی رغبت به نزديك شدن و جذب قرار ميگيرد. شاید بتوان گفت که ظاهر انسانی بسان تابلو يی است که بر سر در مغازه ای برای تبلیغ نصب شده باشد. چنانچه تابلو، زیبا و جذاب نباشد،اگرچه درون مغازه پر از اجناس لوکس ومفید هم باشد کمتر کسی رغبت به خرید پیدا میکند، همان كه ميگويند بيشتر مردم  عقلشان به چشمشان است!)..

اين امري حسي و بديهي است كه ظاهری مناسب، انسان را بخود جذب ميكند وبه تامل و تدبر وا ميدارد.ظاهري مطلوب علامت داشتن کالای مناسب است که دیگران را بخود فرا میخواند.

 اما نيك ميدانيم كه  تابلو ، بخودی خود ارزشمندی اش به این است که مکان ومغازه و کالایی وجود داشته باشد،وگرنه  وجود تابلو  به تنهایی ،بدون  آنکه مغازه ای وکالایی وجود داشته باشد بی ارزش خواهد بود. پس باید در امر ظاهر و باطن،بصورت يكجا وباهم توجه کرد که هردو لازم وملزوم یکدیگرند. دستورات ديني هم توجه به ظاهر و باطن را توام توصيه وتاكيد كرده اند.

 حال کسانی که تنها به ظاهر خویش اکتفا مي كنند و با ظاهری زیبا و زینت آلات گران بها خود را آراسته ميسازند ولی درون آنها خالی از کالاهای قابل عرضه ( مهرباني، مهرورزي ،اهل خرد ودانايي، سجایای اخلاقی و...)باشد ،آيا رغبتي را نزداهل خرد و دانايي بر ميانگيزد؟، قطعاً خير،مگر براي اهل ظاهر و سودجويان و هوسرانان و...!.

همینطور  خواهد بود کسانی که  صاحب کالا هستند ولی تابلویی( ظاهر) که دیگران را به سمت خود جذب کنند نداشته ویا تابلویی مطلوب و پاکیزه از خود به نمايش نگذاشته اند ( صفات نيكو، اخلاق نيكو، شاداب، مهر ورزي،فهيم بودن و...دارند اما اط ظاهري آراسته و پاكيزه بر خوردار نيستند)در اين حالت نيز دچار خسران وزیان خواهند شد وکسی را رغبت به همنشيني و همسخني و همفكري و تعامل با آنان را پیدا نخواهد کرد.

بقول شاعر:نه همین لباس زیباست نشان آدمیت. لباس ظاهر عیب های ظاهریت را خواهد پوشاند و لباس درون که لباس حقیقی تو و شناسنامه هویتی وشخصیتی تو ست ، انسانیت ، خردمندی ودانایی تر ا می شناساند.

پس نيكوتر آن است كه،هم بظاهر خود توجه كرده و از خود ظاهري شايسته زيبا و پاكيزه به نمايش بگذاريم ،وهم به باطن و درون خويشتن و زيبا سازي و نيكو ساختن آن با زينت هاي اخلاقي ومرام ومنش هاي انسا ني و اخلاقي بپردازيم.

چه نيك گفته اند كه:كه از كوزه همان طراود كه در اوست. تا با ظاهر زيباي ما، به درون زيباي ما توجه كنند.

داشتن صفات ارزشمندي چون، خوشرويي، متانت طبع، مهر ورزي ، معرفت، نوع دوستي، احترام، مودب، خوش بيان و....سرمايه هايي است كه درون هر فرد نهاده شده است،چه زيبا است كه با ظاهري زيبا و پسنديده هم برون وهم درون خود را بعنوان انساني ارزشمند كه اشرف مخلوقات است،هم شاداب و سعادتمند زندگي كرده وهم ديگران از مصاحبت ومجالست با ما لذت برده وبهره گيرند. انشا اله