ادعاي زنان در موفقيت مردان، درست يا غلط !؟
ادعاي زنان در موفقيت مردان، درست يا غلط !؟
دوستي مطلب جالبی تعریف میکرد. راست ویا ساختگی بودن آن خيلي مهم نيست، مهم نكته اي است كه درون آن نهفته است.
او ظاهراً در جايي خوانده بود كه:روزي اوباما ( رييس جمهور امريكا)همراه همسرش براص صرف شام به یك رستوران گران قیمت رفتند. صاحب رستوران پس از چند دقيقه به خانم اوباما میگويد، ممكن است من چند لحظه وقت شما را بگيرم ،كار خصوصي دارم!. خانم اوباما هم چند لحظه اوباما را ترك ميكند و پس از آنكه آن مرد سخنانش را ميگويد برمیگردد به سر میز.
اوباما میپرسد ،اوچکار داشت؟، همسرش میگويد: در جوانی اون عاشق من بود،و میخواست كه با من ازدواج کند، ولی من بهش " نه " گفتم. اوباما به زنش نگاهي كرد و گفت:هيچ ميداني كه اگر به او جواب مثبت وآره میگفتی ، الان نيمي از این رستوران به این قشنگی مال تو بود!. خانم اوبا ما هم در پاسخ گفت: نه، شما اشتباه ميكني!، اگر با ايشان ازدواج میکردم، اون الان رئیس جمهور آمریکا بود ونه شما !!!.
نكته :
اينكه افراد بر يكديگر تاثير متقابل دارند،جاي هيچ شك وشبه اي نيست. وليكن اين سخن كه تنها به يك عامل استناد كرد واز ساير عوامل دخيل در ايت تاثير و تاثرات به سهو ويا به عمد واز سوي جهل ويا تعصب هاي غير معقول پاي فشرد،نابخردانه و كوته نظري است و،گاه عامل باز دارنده در پيشرفت و موفقيت خواهد بود. همه اذعان داريم كه گاه تاثير يك سخن ويك مطلب ممكن است مسير انسان را تغيير دهد. الگوها، حرف هايي كه بر دل مينشيند،تجربه هاي گرانسنگ ،سخنان بزرگان، نقل هاي پارسايان وپرهيز كاران، برداشت ها ودرس آموزي هايي از از شكست ها وزمين خوردن ها،توصيه هاي پيشوايان دين و كلام الهي و...!.
همچنين كه نبايد بيانديشيم كه دراين ميانه جنسيت وجه غالب است!. من اين كلام را كه مكرر گفته ميشود: ( پشت هر مرد موفق زني قرار دارد!.) نميپذيرم و بنظر من اين جمله بيشتر به زيان زنان است تا به سود آنان!. چرا كه در اينصورت بايد عكس آنرا هم بپذيريم كه، پس مردان ناموفق كه بسا بيشتر هم هستند حاصل كاركرده اي زنان است!. البته معقول تر اين خواهد بود كه بگوييم: ممكن است باشد ولي لزوماً اينچنين نيست.همانگونه كه عكسش هم ميتواند صادق باشد. آيا شما قبول نداريد كه ممكن است پشت هر زن موفقي نيز مردي قرار داشته باشد!؟. پس اگر بخواهيم بدرستي قضاوت كرده باشيم ،لازم ميايد بيشتر تعمق كنيم تا رموز موفقيت ويا عدم موفقيت را شناسايي كنيم كه گاه به مجموعه ي از عوامل بر خورد نماييم كه هر يك جايگاه واهميت خود را خواهند داشت،و نگرش سطحي و كوته نظرانه شايد ما را از مسير موفقيت باز دارد!، چرا كه اگر تنها موفقيت را به جنسيت بدهيم واز عوامل مهم ديگر ( استعداد، انگيزه، پشتكار، توانايي برنامه ريزي و، تحصيلات و...)غفلت نماييم،چه بسا افرادي به بهانه اينكه همسرشان با آنها هما هنگ عدم موفقيت خود را بپاي آنها بگذارند،كه بخوبي واضح است كه اين اظهارات منطقي نبوده و بيشتر از سر تنبلي و كاهلي و بي انگيزگي افراد خواهد بود،كه بهترين راه را فرافكني ( استناد علت عدم توفيقات به عوامل بيروني)ميدانند. در حاليكه ميتوانستند همچنان افراد موفقي باشند اگر به همه عوامل دخيل در موفقيت توجه ميكردند. آيا در پيرامون خود سراغ نداريم افرادي از زن ومرد را كه با توجه به نا هماهنگي كه ممكن است بين آنان وجود داشته باشد،با اينحال اگر چه با كمي مشكلات وليكن همچنان به موفقيت هايي نائل آمده باشندا؟. گاه حتي،نداشتن همراه مناسب در طرح وبرنامه اي باعث ميشود شخص جديت مضاعفي از خود نشان دهد . وبراي اثبات توانمندي هايش كه حتي قادر است بدون داشتن پشتيباني ها سكوهاي موفقيت را طي كند بمراتب موفق تر عمل نموده و انگيزه اش براي ادامه راه دو چندان گردد. و با قدرت تفكر و برنامه ريزي كه اتخاذ خواهد كرد راههاي ميانبر و جايگزين طراحي وانتخاب مينمايد. لذا عرض پاياني ام اين خواهد بود كه:بنظر ميرسد اگر براي رشد و شكو فايي و موفقيت خويش دغدغه داريم ،ميبايست عالمانه تر به مسايل نگاه كنيم وبيش از هر چيز به ،انگيزه، استعداد، پشتكار و همت خود حساب كنيم،و پر واضح كه در صورت موجود بودن همه عوامل كار آسانتر پيش خواهد رفت، وليكن مهم اين است كه عدم وجود يك يا دو عامل نبايد مانع از تلاش و كوشش گردد!و بايستي انديشه هاي تنگ نظرانه و متعصبانه را به كناري نهاد.
چرا کشکول !؟
