خلاصه سياست پدر و مادر داره يا نه !؟

حتماً شنيديد كه  ميگن،يه ديونه يه سنگ ميندازه تو ي چاه ، صد تاعاقل نميتونن درش بيارن!؟.شده حكايت طرف كه ته اتوبوس حسابي نشئه بود و داشت  تحليل سياسي ميداد بيرون!.حالا كاري نداريم، اهل دود ودم بود و بعضي حرفاش پرت و پلا، ولي خدايي بعضي حرفاش هم سكّه بود!. خودتون قضاوت كنيد. همينجوري كه دوتا زانوشو بغل كرده بود و تسبيحش رو دور انگشتاش ميچر خوند و سيگاري لبش بود ميگفت:ايهاالناس بر حذر باشيد از سياست و سياست باز و هر چي كه بوي سياست ميده!. نميدونيد اين سياست چه مار هفت سري است  و سيلاستمدارها چه هفت خط هايي هستند!. مار مولك هايي هستند كه بيا و ببين!. يادمه يه دايي جان ناپلئون غياث آّباد ي بود!، هر اتفاقي كه ميافتاد ميگفت ببينيد،تا قبر آ آ آ ،كار كارِانگليسي ها است!.زمان پدران ما هم كه نسل اولي حساب ميشن اصلاً‌جرات نداشتيم نزديك سياست بشيم و ميگفتند، اين غلط ها بتو نيومده ، بچه برو دنبال درس و مشقت!،كمي كه بزرگتر شديم باز بما گفتند: سياست پدر و مادر نداره!، به هيچكي رحم نميكنه و بخاطر قدرت و...برادر سر برادر را و پدري چشمان فرزندش را كه نگاهي به تاج وتخت داشته باشه از حدقه در مياره و تاريخ پر است از اين جنايتها و  ويرانگري ها و غارت ها و...!، براي ما نون وآب نميشه،برو دنبال يه لقمه نون!.و خدايي اين مردم بودند كه در طول تاريخ آسيب ديده اند و...!. به زمان ما كه رسيد و ديگه بيست سال مون شده بود،‌همچين سياسيز شديم كه تاج و تختي بهم ريختيم كه دايي جان ناپلئون و اون يكي دائيش و عموش و...همه هاج و واج موندن!.‌خداييش خوب اومديم جلو !، خيلي هم گُل زديم، البته بازيه ديگه گاهي هم گُل ميخوري!. ولي مدتي كه گذشت،نميدونيم باز چي شد كه اوضاع ريخت بهم و دوباره بحث بر سر اينكه  هويت اينو معلوم كنيد و يكي ميگفت اصلآ معلوم نيست پدرو مادرش كيه و يكي ديگه ميگگفت،‌اصلا عقد شون صيغه موقتي بوده،‌اون يكي ميگفت با با دائمي بوده،‌نتها باباش مرده، ننهاش رفته شوهر  دوم كرده،خوب بچ زير دست شوهر نه از اين بهتر نميشه، ، يكي ميگفت شده نَقل اينكه، ما چي فكر ميكرديم ،چي شد!.خلاصه اين بحثها شدنُقل محافل!. هم ميگفتيم اين يكي  با پدر مادر و با اصل ونسب و رگ وريشو خودمون ديديم عاقد عقدشون كرد!. باز سر حرف خودشون بودند كه پدر مادر نداره!. ما كه آخرش گيج شديم و نفهميديم سياست مردِ يا زن؟!. درست مثل ليلي و مجنون كه هنوزم نفهميديم ليلي مرد بود يا زن؟!. سياست هم  يكي بما نگفت كه  با پدر و مادرِ ،يا بي پدرو مادر ؟!. از زير بوته بدنيا آمده يا صاحب پدر و مادر است و داراي اصل و نصب و شجره نامه اي معتبر!. خلاصه ولد مشروع است يا ولد زنا ؟!. ننه باباش كيه  و كجا بدنيا اومده و...ما كه هنوز سر در نياورديم!. بعضي ها كه ميگن انگار پرورش گاهي است، سر راهي بوده و ننه باباش گذاشتنش پشت درب بيمارستان و رفته اند!، يكي هم ميگفت انگار  انداخته بود نش توي سطل زباله، سوپور محله پيداش كرده!. الله واعلم !. خلاصه ما كه سر در نياورديم و شناسنامه اي نديديم؟!.

00000000000

خارج از آنچه نقل كرديم و گفته شد،خيلي ها ميگن بسه ديگه بابا تو هم كه مسخره اش را در آوردي، سياست كيلويي چنده، برو خدا پدرتو بيامرزه!. برو يه لقمه نون براي زن وبچه ات در بيار بخدا ثوابش بيشتره!. مگه نميبيني همش پدر سوختگي، همش دروغ، همش حقه، همش مردم را خر كردن، همش ...آخرش كه چي؟ فقط بفكر خودشون هستند والسلام، كي به فكر مردم است، بد بخت ها دارند زير پا له ميشن اونوقت توي مجلس  نماينده نطق ميكنه كه بايد حقوق مادام العمر بما بدين!؟. خلاصه همه دوست و رفيقام توصيه ميكردن بيا و دور سياست را خط بكش!، مثل بچگي هامون كه تا يكي بخاطر بيماري صرع غش مي كرد و ميافتاد روي زمين، فوري دورش را با گچ ويا ذغال خط ميكشيدند كه اجنه و شيطان و...ازش دور بشه و حالش بهتر بشه!. ولي انگاري اين جنازه سياست را اگه همه درخت هاي عالم را ذغال كنيم و همه خاك عالم را گچ و دورش  خط بكشيم افاقه نميكنه و اين مريض خوب بشو نيست و تا بقيه را هم مريض نكنه ول كن نباشه!. توي صف نانوايي ، بقالي ، قصابي ، اتوبوس ، تاكسي و ...توي توالت و روي در و ديوار مستراح و هر جا كه  ميري ردي از اين سياست رو ميبيني! ،با اينكه هه به سياست فحش ميدن ولي باز  ميبيني همه هم دارن تحليل سياسي ميكنن واز اين مثلاً بي پدر و مادر حرف ميزنن!؟. ما كه خدايي توش مونديم قصه چيه!؟.

ولي قبول كنيد كه نميتونيم توي گوشمون پنبه بگذاريم ويا چشمامونو ببنديم و با كسي سلام عليك نكنيم،‌ويا گلاب به روتون  دستشويي نريم كه چشمامون به شعارهاي سياسي نوشته شده به درب مستراب ها نخوره!. يا نميتونيم كه با كسيس سلام عليك نكنيم!؟. لابد ميگيد سلام عليك و چاق سلامتي چه ربطي داره به سياست!؟. اتفاقاً‌خيلي هم قشنگ ربط داره. همين چند روز پيش يكي از آشنايان قديمي رو توي خيابون ديدم و با هاش چاق سلامتي ميكردم و بهش گفتم:چطوري شما؟، حالتون خوبه؟، امورا تت بخوبي ميگذره؟، سلامتي؟، چرا كم پيدا هستي وچرا سري بما نميزني و...؟.

 ميدونيد چي جواب داد!؟. خوب دقت كنيد مي ببينيد كه همه جوابش سياسي بود !،‌بعد شما ميگيد  احوال پرسي چه ربطي به سياست داره!؟.

آشنا در جواب من گفت: چه خوبي،چه حالي،مگه ميشه توي اين دوره وزمانه خوب بود چه حرف ها ميزني ها. آخه هم مستاجر باشي آنهم با اين كرايه خانه ها، بچه دانشگاه آزادي داشته باشي، كارگر ساده باشي و...بازم حالت خوب باشه؟. سلامتي راكه ديگه حرفشو نزن.يه دندان رفتم بكشم ميگفت صد هزارتومن!. منم ولش كردم ودارم دردش را تحمل ميكنم!. زنم  براي آپانديسش نزديك يك ميليون گذاشت رو دستم، بيمه هم ميگه همشو نميديم وده درصدش را ميديم اونم بايد يك ماه دنبالش بدوي!،گراني و ... را هم كه خودت ميبيني، گاهي يه مسافر كشي ميكرديم تا دخل و خرجمون را يه جوري جفت و جور كنيم،اين را هم كه با اين  سهميه بندي كر دنشون وگراني بنزين آزاد و لاستيك و... ديگه نميتونيم!. از مسافرت و يه سفر  مشهد هم كه هر چند سال يكبار ميرفتيم هم ديگه نميتونيم بريم .خلاصه اين اوضاع واحوال ما است، بازم ميخواي برات بگم!؟.

بعد يا تعجب كه اولش ترسيده بودم كه يقه ام را نگيره رو كرد بمن و گفت: ببينم انگاري تو  تو توي اين مملكت زندگي نميكني؟،يا  وضعت خوبه و با بزرگون نشست و بر خاست داري و صدات از جاي گرم بلند ميشه!؟.

منم گفتم: نه بخدا قسم،چي ميگي بابا، منهم مثل تو، همه ماها مثل هم هستيم، هر كسي رو ميبيني يك گرفتاري داره، خدا عاقبتمونو با اين اوضاع قمر در عقرب بخير كنه، و بعد با هاش خدا حافظي كردم!.

حالا با اين حرف ها، بازم ميگيد احوال پرسي چه ربطي به سياست داره!؟. تازه نخواستم عوارض اجتماعي و فساد و ...كه در دل اين فقر و تنگدستي و...نهفته است را بگويم،تا حسابي از سياست ومياست حالت بهم بخوره!؟.

توي مهماني، توي خيابون،توي اداره و...هر جا كه بري ميبيني كه همين آش و همين كاسه است. خلاصه كلام،هر كسي يه مشكلي داره كه هر كاري بكني باز  به سياست و به حكومت بر ميگرده!؟.

تازه گي ها هم كه بچه هارو از  توي قنداق سياسي كردند!؟. باز هم  باور نميكنيد؟. نشنيديد كه دولت گفته به هر نوزاد يه ميليون ميده !؟،خوب اين كارا توي هوش  سياسي نوزاد هم  اثر ميكنه ديگه، نميكنه!؟. اين بچه از توي شكم مادرش با سياست آشنا ميشه و  ميخواد زود بد نيا بياد و حقش رو بگيره و به پاس كمكي كه بهش كرده اند رايي بده و حمايتي بكنه تا نا سپاسي نكرده باشه، اونوقت انتظار داريد ما با اين هيكل و سن وسال  ويارانه بگير شدنمون بيخيال سياست باشيم!؟

واقعاً، گاهي آدم حالش بد ميشه از بعضي از سياست نداران! ؟.

به يكي از اين سياست نداران كه دستي هم بر رسانه ها دارد ميگفتم كه:اگر یک هزارم آنچه هزینه کرده اید و میکنید تا مردم نفهمند را هزینه کرده بودید تا مردم را بفهمید !، به این آشفته بازاری که بوجود آمده دچار نمي شديم. سياستمدار هاي گذشته كه  مردم را نامحرم فرض كردند چنين روشهايي را آزموده اندو پاسخی نگرفته اند ، چرا آزموده را دوباره می آزماییدو به خطا می روید ؟!. به خدا قسم كه مشکل،مشكل دانایی مردم نیست،بلکه نادانی بسياري از كج سليقه گان و مديران شماست! . از من به شما نصیحت ، خواه به گوش بگیرید و خواه نگیرید ، من وظیفه دارم بگویم ، اين را بدانيد كه حرف های ساده وقتی فرصتی برای بیان پیدا نکنند،و شما اجازه طرح آنها را ندهيد و هيچ مسئولي پاسخگو نباشد، کم کم به بغض و فریاد تبدیل میشوند و آنگاه دیگر نمیتوان مانع از این فریادهای به خشم آمیخته شد ، تاریخ گواه محکمی بر این مدعا است. ضرب المثل قديمي را آويزه گوش كنيد كه: سر چشمه را با بيل توان گرفت، اما اگرجاري شد با فيل هم نتوان گرفت!.

مگر ميشود در زمانه اي كه عصر انفجار اطلاعات است،بخواهيم كه مردم را از آنچه كه پيرامون آنها ميگذرد در جهل گذارد؟، و انتظار داشته باشيم كه آنگونه بيانديشند كه ما ميخواهيم!.

كدام دستور ديني، عقلي، عرفي چنين سياست مداري ومديريت هايي را صحه ميگذارد!. بياييم از اين مردم خوب ،خون گرم ، سختي كشيده ، با فهم و شعور، متعهد،... استفاده كنيم و با كمك هم مملكتي آباد و رشد يافته و سر افراز بسازيم. جامعه اي كه همه به حقوق يكديگر احترام بگذارند، حقوق شهروندي مراعات شود، و آنچه را كه در جهت رشد و شكوفايي اين ملت است از آنها دريغ نكنيم، و مطابق عقل و خرد و دانايي و دين و اعتقادات ، كار مردم را بدست معتمدين، آگاهان، و دلسوزان بسپاريم،به مردم بيش از  پيش بها بدهيم، نخبگان وانديشمندان و...را محترم بداريم و آنان را دخيل در مديريت جامعه بكنيم،اجازه دهيم گردش نخبگان اتفاق بيافتد، در مورد جوانان به اشتغال آنان،به مسكن آنها به ازدواج و اوقات فراغت آنان،به وضعيت معيشتي مردم،بهداشت‌آنان،مراكز  آموزش آنان، تفريحات سالم،به زنان،به اقشار ضعيف و...آنچه را كه شايسته آنان است واز حقوق اوليه آنها محسوب ميشود بها بدهيم واز آنان دريغ نكنيم و در جهت رضايت مردم گام بر داريم كه قطعاً رضايت خداوند نيز در آن خواهد بود.

كه اگر چنين كنيم اين سياست ، داراي پدر ومادري با اصل ونسب و ريشه دار ، با شجر ه نامه اي اصيل است، در غير اينصورت مثل خيلي چيزاي ديگه كه ميتونه خوب و بد داشته باشه( جنس خوب و جنس بد، غذاي خوب و غذاي فاسد،خانه خوب و خانه بد و...) و همينطور آدم حلال زاده و آدم حرام زاده و مجهول الهويه !، سياست هم ميتونه دو جور باشه، كه اگه خوب و درستش نباشه بايد براش يه  پدر ومادري دست وپا كرد!.

 

 

.