معرفي وبلاگ

چرا کشکول !؟
دراین اندیشه بودم تا، تجربه و اندوخته هایی که در عرصه های علمی،،فرهنگی ،اجتماعی، سیاسی ، و بویژه دفاع مقدس و... دستی بر آتش داشته ودارم را به نحوی در اختیار دیگران قرار دهم. محرم 88 در حرم امام حسین (ع) عنایت وتوفیق خواستم.ابتدادر اندیشه چاپ نشریه ای بودم، چون زمان زیادی باید باید برای مقدمات آن (اخذ مجوز، و...)صبر می کردم!. فرصت را غنیمت شمردم و درمحرم 89 تصمیم بر راه اندازی این وبلاگ نمودم ( تا چه قبول افتد و چه در نظر آید!؟).
نام کشکول(ظرفی خاص که حاوی تحفه های مختلفی است) را از این جهت بر گزیدم، تا خود رامحصور در موضوعی نکرده باشم.
دغدغه به روز رسانی هم ندارم، تا مجبور به نازل گویی شوم.
براین نظر هستم که، چنانچه مطلب و موضوع در خوری داشتم آنرا برای بحث و گفتگو مطرح نمایم، در غیر اینصورت وقت عزیزان را به بطالت نگذرانم.
لذا،ممکن است روزهایی مطلب قابلی نداشته باشم. اعتراف دارم که بضاعتم اندک است ولی آنچه در چنته داشته باشم خست نخواهم کرد!.
بدون تردید،نظر ات شما برای انتخاب موضوع گفتگو،تغییر،تحول، تداوم ویا تعطیلی وبلاگ راه گشایم خواهد بود.


با تشکر: محمدحسن بی‌غم بیدگلی
خوراک سايت
آخرين مطالب
ارسال شده در: پنجشنبه چهاردهم مهر 1390 - 15:22 - موضوع : روانشناسی، مشاوره - توسط : محمدحسن بی‌غم بیدگلی

فيسبوك شبكه اجتماعي، يا ضد اجتماعي

با گسترش استفاده از فیسبوک مراجعه به روانپزشکان افزایش یافت

روزنامه فرانسوی " فیگارو " در شماره روز چهارشنبه 5-10-2011 نوشت :بررسی هاي علمی نشان می دهد سوء استفاده از اینترنت باعث شده است زوج های زیادی از همدیگر جدا شوند.

فیگارو با افرادی که به دلیل استفاده غیرمطلوب از اینترنت از همسران خود جدا شده اند مصاحبه کرده و نسبت به اثرات منفی آن هشدار داده است.

بر اساس این گزارش هنگامی که یکی از زوج ها با فردی خارج از محیط خانواده ارتباط برقرار کند این رابطه به تدریج فرد را به خارج از چارچوب خانواده می کشاند وارتباط درونی خانواده به دلیل این ارتباط عاطفی موازی سست می شود.

از طرفی دیگر این ارتباط وعلاقه مندی خارج از چارچوب خانواده به عنوان مقیاس سنجش رفتار برای شخص برقرار کننده با زوج خود می شود و چنانچه رفتار شخص دارای بار مثبت بیشتری از زوج خانواده باشد می تواند در تغیر باور شخص نسبت به فرد درون خانواده موثر باشد و بدین ترتیب به محض بروز کوچکترین اختلاف کار زوج ها به جدایی منتهی می شود.

روزنامه در تحقیق خود به این نتیجه رسیده است که با افزایش تعداد کاربران اینترنت و فیسبوک در سال های اخیر مراجعه کنندگان به روانپزشکان برای حل اختلافات خانوادگی نیز افزایش یافته است.

فیگارو تاکید می کند مهمترین مشکلی که زوج ها با روانپزشکان مطرح می کنند مشغول شدن یکی از زوج ها به فیسبوک و عدم اختصاص وقت لازم برای خانواده وفرار از مسئولیت است
.

نكته:

هميشه اين افراط و تفريط ها بوده است كه درد سر ساز ميشوند.چرا هيچوقت نخواسته ايم حد تعادلي را براي خود ترسيم كنيم وبا شناختي كه از خود و ظرفيتها، خلق و خوي ها، و ضعفهاي شخصيتي و ...داريم چار چوب تعاملات اجتماعي خويش را تعيين كنيم؟. چرا وقتي ميدانيم، آنقدر تسلط بر خود نداريم كه رفتارهايمان را آنطور كه ميخواهيم و آنطور كه بايد تنظيم كنيم، وارد كار زاري ميشويم كه سطحي لغزنده دارد و ميدانيم كه قادر به كنترل خويش در اين سطح لغزنده نيستيم،باز پا به ميدان ميگذاريم!؟.

قبلاً در خصوص وابستگي و استفاده افراطي از اينترنت و بطور مشخص (فيسبوك) مطلبي با عنوان( فيسبوك،خوب، بد، زشت)نگاشته ودر وبلاگ قرار داده ام كه قابل مراجعه است، وليكن با ديدن اين پژوهش كه توسط فيگارو انجام شده ودهها  تحقيق مشابه ديگري كه اخيراً مطالعه نمودم مرا بر آن داشت تا بار ديگر  بلحاظ اهميت موضوع نكاتي را ياد آورشوم.

بحث آسيب شناسي وابستگي به اينترنت و بويژه، شبكه هاي اجتماعي از نوع ( فيسبوك) كه هر روز بر تعداد كاربران آن افزوده ميشود وباكار كرد هاي دوگانه اي( مثبت ومنفي) كه اين نوع شبكه ها دارند،ضروري بنظر ميرسد.شايد بتوان گفت امپراطوري مجازي در حال شكل گيري است كه همه جامعه بشري را تحت سلطه خويش گرفته ،و توانايي و قدرتي بمراتب بيشتر از امپراطوران وابر قدرتهاي حقيقي دارند ،بگونه اي كه همه مرزها را در نورديده و هيچ محدوديت جغرافيايي و فرهنگي و زباني براي خويش قايل نيستند و هيچابزار آلات نظامي و جنگي نيز بكار نميبرند!. اينان هر كس با هر طرز تفكر و انديشه وسليقه اي را راضي مي سازند،آنگونه كه بيشترين تغيير رفتاري را در فرد بوجود آورده وهمه اقشار با هر سن وسال و پير و جوان و زن ومردرا تحت تاثير جادويي خويش قرار مي دهند. نگارنده بر اين اعتقادم كه در آينده نه چندان دور،اين شبكه هاي اجتماعي خواهند بود كه حتي، جنگهاي جهاني و آشوب هاي داخلي و اعتراضات گسترده اجتماعي را نيز بوجد آورند و حكومتها را به زير بكشند و مقاومتهاي مدني ونارضايتي هاي عمومي را  رهبري كنند و ...البته اگر انسانها كه تحت عنوان كاربران اينترنتي مرتبط با آاينگونه شبكه هاي اجتماعي هستند،آنچنان از خود اراده وتسلط و اعتماد به نفس برخوردار بودند كه قدرت گزينش و انتخاب و تشخيص مصالح و...برايشان مشكل نبود جاي نگراني وجود نميداشت وميتوانستند از مزاياي مثبت آن بهره بگيرند،ولي گستردگي فعاليتها و  دلايلي كه در ادامه عرض خواهم كرد دور نماي زيبايي را نشان نميدهد!و در صورت تداوم چنين ارتباط و اعتياد آوري كه بمراتب سخت تر از ترك اعتيادبه مواد مخدر و مشروبات الكلي و...است. بايد اذعان كنيم كه در صورت وابستگي راههاي برون  رفت از آن به آساني امكانپذير نيست!، دليل آن هم اين است كه، قبل از اينكه اين شبكه ها توانايي جذب و تغيير رفتار را در اختيار بگيرند،  شخصيت و ساختار فكري و انديشه اي فرد است كه در موضع ضعف قرار گرفته است!.آنگاه اينگونه تصور ميشود كه اين شبكه هاي اجتماعي هستند كه داراي قدرتهاي  وسيعي هستند!، مثالي بزنم، وقتي انساني دچار بيماري سرماخوردگي ميشود،علت قوي بودن ويروس نيست، ضعيف بودن جسم ما است كه توانايي مقاومت و مقابله ندارد،لذا ويروس براحتي ما را مغلوب ميسازد. بنظر ميرسد،كسي نيست كه مطالب عرضه شده را قبول نداشته باشد، ليكن دلايل ديگري بايد وجود داشته باشدكه، علي رغم اين آگاهي باز  همچنان رغبت فراواني براي جذب شدن وبه تعبير بهتر،اعتياد به اينترنت را آگاهانه پذيرا مي شويم. در ادامه بحث بصورت فهرست وار اهم آنها و سر فصل هاي علل و چرايي اين جذب و وابستگي افراطي را علي رغم آگاهي از خسارات سنگين وفاجعه بار آن بيان ميدارم، اميدوارم كه در آينده فرصتي دست دهد كه مفصل تر پيرامون آن به بحث بنشينيم.

عمده دلايل جذب شبكه هاي اجتماعي،

نياز انسانها به تعامل اجتماعي،بدون شك انسانها در تعامل اجتماعي است كه به رشد و شكوفايي ميرسند، وليكن هر تعامل اجتاعي لزوماً رشد دهنده نيست. وقتي ميگوييم  انسانها مدني الطبع و اجتماعي اند و نميتوان و نبايد آنها را محدود كرد و در غار تنهايي قرار داد، مرادما اين نيست كه هر گونه ارتباطي ميتواند تامين كننده و مطلوب اين طبع انسان باشد!. تعاملي مورد توجه است كه زير بنا وزير ساخت آن كاملاً شناخته شده، هدفمند، و در چار چوب نيازهاي متعادلي باشد كه قدرت گزينش، انتخاب را از آدمي سلب نكند و قصد سيطره و تسلط بر فكر و روح آدمي نداشته و آزادي انسان را محدو ننمايد مورد نظر است.

پر كردن اوقات فراغت، بي برنامه بودن، خالي بودن فرصت هاي زيادي از اوقات روزانه،تنوع طلبي ،جذابت فراوان، در دسترس داشتن همه گونه اطلاعات ،علمي،اجتماعي،سياسي، هنري، نياز به دوست ،تنبلي وبيكاري، افسرد گي ها، سر خوردگي ها، اختلافات،قهر و مشاجرات،نداشتن همسخن، مرتبط نبودن با افراد و دوستان وآشنايان وبستگان، خستگي هاي و دلمردگي ها ،د،افراد كم ظرفيت، ناتوان در تعامل عاطفي با اعضا خانواده،نياز عاطفي،نداشتن راههاي ارتباطي ديگر،افرادي كه معتقدند اينگونه ارتباط گيري ها برايشان شخصيت و بزرگي مياورد، آنهاييكه از سر لجبازي و حس انتقام گيري از همسر به دوست يابي ها پناه ميبرند، افرادي كه براي امتحان و آزمون وخطا وتنوع مراجعه ميكنند ، كسانيكه نميخواهند نزد افراد مشابه خويش كم بياورند و با اصرار آنها و ضعف اراده خويش و...مجبورند مرتبط گردندتا نسبت به سايرين عقب نباشند، و...همه وهمه از عوامل موثر وتسهيل كننده  رجوع به اين شبكه هاي تار عنكبوتي اجتماعي است كه اگر بر خود مسلط نباشيم و همانگونه كه اشاره كردم( قدرت گزينش، انتخاب) رااز كف داده باشيم بدون شك قافيه را باخته ايم.

والبته ،افراد فرهيخته و با اراده و آگاهي هم وجود دارند،كه از اين پل ارتباطي انديشه هاي خويش را بسط و گسترش ميدهند، با افراد همپاي خويش مرتبط هستند و دانش وآگاهي هاي خويش را افزايش ميدهند و از اين امكانات بمثابه ابزاري نگاه ميكنند كه ميتواند در خدمت بشريت و رشد وتعالي آنها بكار گرفته شود.ولذا در صورتيكه هنوز بر خود مسلط نشده ايم وقدرت راهبري در جاده هاي پر پيچ وخم ودره هاي خطرناك اين تارهاي عنكبوتي رانداريم، عاقلانه وبهتر اين است كه از رانندگي در اين مسير خودداري كنيم وخود و ساير همراهان را بخطر نياندازيم.

يك بار ديگر اين پژوهش فيگارو را با هم بخوانيم،

بر اساس این گزارش هنگامی که یکی از زوج ها با فردی خارج از محیط خانواده ارتباط برقرار کند این رابطه به تدریج فرد را به خارج از چارچوب خانواده می کشاند وارتباط درونی خانواده به دلیل این ارتباط عاطفی موازی سست می شود.

از طرفی دیگر این ارتباط وعلاقه مندی خارج از چارچوب خانواده به عنوان مقیاس سنجش رفتار برای شخص برقرار کننده با زوج خود می شود و چنانچه رفتار شخص دارای بار مثبت بیشتری از زوج خانواده باشد می تواند در تغیر باور شخص نسبت به فرد درون خانواده موثر باشد و بدین ترتیب به محض بروز کوچکترین اختلاف کار زوج ها به جدایی منتهی می شود.

روزنامه در تحقیق خود به این نتیجه رسیده است که با افزایش تعداد کاربران اینترنت و فیسبوک در سال های اخیر مراجعه کنندگان به روانپزشکان برای حل اختلافات خانوادگی نیز افزایش یافته است.

فیگارو تاکید می کند مهمترین مشکلی که زوج ها با روانپزشکان مطرح می کنند مشغول شدن یکی از زوج ها به فیسبوک و عدم اختصاص وقت لازم برای خانواده وفرار از مسئولیت است.

 

|